سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
225
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
خوانده است . شاهد در [ دعانى ] در مصراع اوّل و [ دعانى ] در مصراع دوّم است كه متجانسين هستند يعنى در دو لفظ با هم متّحدند نه در معنا زيرا اوّلى از مادّه [ ودع ] به معناى ترك كردن و دوّمى از مادّه [ دعا ] يعنى خواندن بوده و چنانچه ملاحظه مىشود اوّلى در مصراع اوّل و دوّمى در آخر مصراع دوّم قرار گرفته است . كلمه [ دعانى ] در ابتداء مصراع اوّل يعنى : اتركانى ( رها كنيد من را شما دو نفر ) . و [ سفاها ] يعنى خفّت و قلّت عقل . و لفظ [ دعانى ] در آخر مصراع دوّم همانطورى كه گفته شد از مادّه [ دعا ] به معناى خواندن مىباشد . 6 - آنكه يكى از دو لفظ متجانس در وسط مصراع اوّل و ديگرى در آخر مصراع دوّم باشد مانند آنچه در قول ثعالبى وارد شده : و اذا البلابل افصحت بلغاتها * فانف البلابل باحتساء بلابل يعنى : و زمانيكه بلبلها زبان كشيده و با فصاحتى تمام به نغمهسراء مشغول شوند پس تو بواسطه شرب و نوشيدن از ظرفهاى شراب حزن و اندوه را از خودت دور گردان . شاهد در [ البلابل ] در وسط مصراع اوّل و [ بلابل ] در وسط مصراع دوّم است كه متجانسين مىباشند و اوّلى جمع [ بلبل ] پرنده معروف بوده و ديگرى جمع [ بلبله ] بضم باء يعنى ظرفى كه در آن شراب مىريزند مىباشد . و كلمه [ البلابل ] در [ فانف البلابل ] جمع [ بلبال ] يعنى حزن